تبليغاتX
دلتنگی


دلتنگی

یه نگاه کوتاه به ...





















 

دیروز ها که برای تو دیروز بود و برای من چند سال ، وابسته ات بودم شدید اما

امروز و امسال و اینجا و این لحظه دلبسته هستم باشی و نباشی کنارم هستی در تمام زوایای ذهنم که بگردی تو هستی  دیگر امسال ها گریه نمی کنم از غم دوریت صبور شده ام خدا دست کشیده روی سرم

آرامم کرده نمی دانم چه می خواهد بیاید  و چه بشود اما تو هستی چه خوب باشی و چه در توهم بد

تو هستی اگر نخواهی حتی اگر من خواب باشم یا تو صد ها کیلومتر از من دورتر قدم بزنی

تو هستی برای من انقدر که این نوزده روز بی تو که دورغ نگفته باشم لبریز از انتظار بود به یک شیرینی گذشت  .... نه از اینکه برای نبودنت نه برای اینکه هستی این بار برای محتاج بودنم در عین بی نیازی به تو .... دلم هوایت را کرده ولی یواشکی بگوییم زیر گوشت تمرین  خوبی بود برای ثابت کردن به خودم که خدا دوستم دارد تو را هم دوست دارد  بگذار بشنوی خدا این روزها جای تو زحمت می کشد برای من

آواز می خوند از شعر های ناب من را به جای تو در آغوش می گیرد در خواب بودم که من را بوسید

نرم تر از تو اما...

اما او هم می داند تو جای خود داری و او جای خود عطر گل وجود تو چند روزی هست که نخورده به درگاه وجودم تازه صدایت هم میکنم گرفتاری

منتظرت هستم و خدا اینجا جای تو زحمت می کشد یادت باشد نگذاری خدا را خسته کنی و من را پژمرده

منتظرت هستم با بهانه یا بی بهانه هر طور که بخواهی

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 19:18 توسط مهسا| |


Design By : Night Skin